تبليغاتX
پاتوق

 

آب زمين تمام شده!

اكنون

چاهي در آسمان بايد كند.

دير يا زود آسمان زمين مان خواهد شد،

وقتي كه جيره ي حيات زمين تمام شود.

...

پ.ن1: پرچم سفيد!

پ.ن2: انسان در عالم تكوين دست مي بره! كل رو به اجزا ء اون تقليل ميده و به دست خودش زمين رو از رفاقت با آسمان به رقابت با اون وادار ميكنه.

شكست زمين، نهايت ناگريز لعنت آسمان است.

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386  توسط n3stor 


 

 " آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد ،

چیزی به جز درک حس زنده بودن از تو میخواهد؟ "

«فروغ فرخزاد»

 

پ.ن : ......

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386  توسط n3stor 


 

تنهايي ام را

انگار كه با آينه اي تقسيم كرده باشم:

روبروي چشم تو مي ايستم

و تنهايي ام

تكثير مي شود!

.

پ.ن: احمق عزيز! هر چيزي رو با هر چيزي در ميون نذار! علي الخصوص تنهاييتو با آينه!

  

نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386  توسط n3stor  | 


 

بي آنكه رهسپار سفر در زمان شوي

چاهي در اكنون خويش حفر كرده اي

كه كودكي ات

با همه ي شور و حالهايش از آن مي جوشد.

 

معجون اعتدال مزاج است

همزماني كودكي و بلوغ!

.

پ.ن1:  تولد بيست و خورده اي سالگيت بيست و خورده اي بار مبارك!

يادت نره هر سال كه بزرگتر ميشي بايد عمق چاهي رو كه در زمان حفر كردي هم بيشتر كني!

پ.ن2:

عاقبت معناي خود را در تو پيدا كرد شعر

زندگي را از نگاه عشق معنا كرد شعر

محشري در آسمان آبي چشم تو ديد

شورشي در رقص خود با واژه برپا كرد شعر

ذهن در مرداب مرگ آلود ياس افتاده بود

اين غريق ياس را با عشق احيا كرد شعر

در تمام روزهاي سخت و صعب بي كسي

با تمام خستگي هاي دلم تا كرد شعر

تا براي درد تنهايي دوا پيدا كند

روز و شب در خلوت خود جستجوها كرد شعر

گاه در تاريكي شب بغض را فرياد زد

گاه چون ديوانگان با خويش نجوا كرد شعر

راه حل بي تويي در بي خودي دانست او

تا من درمانده ام را عاقبت ما كرد شعر

نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386  توسط n3stor  |