لبي براي لبخند زدن
چشمي براي گرييستن
چكيده ي زيست را يافته ام
حتي تك سلولي نيز
براي زيستن كافيست
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
Girls
آفتابگردان عاشق
افق روشن
ترنم دلتنگی
مهتابی
پلاک 150
بانوی بهار
مکتوبات یک محکوم به زندگی
زمین شناس کوچولو
طفر
سبكي تحمل پذير هستي
تراموا
نشستی ، بو کشیدم ...
هیچی تو دنیا برام از بوی تلخ اسپرسو شیرین تر نبود!
رفتی ، چشیدم ...
حالا هیچی از طعم شیرین شکر برام تلخ تر نیست!
من از ترس اون طعم شیرین خودمو به بوی تلخ تنهایی عادت دادم!
خيالت
شكافي ميان ثانيه و من،
خودت
شكافي ميان من و
خيالت،
و من
شكافي ميان من و
تو و
خيالت!
...
پ.ن : خوشا خيالت!
هر بار که پلک میزنم
تصویرت واضح میشه !
اما تا میام خوب نگات کنم
باز تار میشی!
تو خیلی دور شدی یا چشمای من به عینک احتیاج داره؟
پ .ن 1 ) راستی بین وضوح تصویر و خیس شدن صورت ارتباطی هست؟؟
پ .ن 2 ) اینو یادم رفت بگم : باید برم از اون یارو شکایت کنم که عکسای تورو رو فوتوگلاسه های خیس پرینت گرفته!
.......
رسیده به هذیان یا هنوز مانده؟